آیا در مورد شاخص عملکرد مشتری چیزی می دانید؟ در دنیای کسب و کار به شدت رقابتی امروز که در آن انتخاب های مصرف کننده فراوان و انتظارات به طور دائم در حال افزایش است، درک آنچه واقعا موفقیت را رقم میزند، فراتر از معیارهای سنتی است. در حالی که کسب و کارها با دقت درآمد، نرخ تبدیل و حفظ مشتری را پیگیری میکنند، یک معیار جدید، اما به طور فزاینده ای حیاتی، برای تغییر نحوه درک شرکت ها از عملکردشان پدیدار شده است: شاخص عملکرد مشتری (CPI).
این معیار نوآورانه، تمرکز را از آنچه برای شرکت خوب است به آنچه واقعا برای مشتری ارزشمند است تغییر می دهد و یک دیدگاه انسان محور ارائه می دهد که برای رشد پایدار و وفاداری مشتری ضروری است. در این مقاله در مورد این شاخص و تفاوت آن با شاخص های عملکرد (KPI) بیشتر خواهیم آموخت.
شاخص عملکرد مشتری چیست؟

شاخص عملکرد مشتری یا Customer Performance Indicator (CPI) معیاری است که برای ردیابی و سنجش عملکرد مشتریان استفاده می شود. این شاخص اغلب توسط کسب و کارها به عنوان راهی برای ردیابی سطح رضایت مشتری و شناسایی حوزه هایی که نیاز به بهبود دارند، استفاده میشود. روش های مختلفی برای محاسبه CPI وجود دارد، اما رایج ترین روش استفاده از داده های نظرسنجی مشتری است. این داده ها می توانند برای ردیابی تغییرات رضایت مشتری در طول زمان و همچنین شناسایی عواملی که برای مشتریان مهمتر هستند، استفاده شوند. CPI همچنین می تواند برای مقایسه عملکرد گروه های مختلف مشتری یا برای مقایسه با سایر کسب و کارها استفاده شود.
عوامل مختلفی وجود دارد که می توانند در محاسبه CPI لحاظ شوند. رایجترین عوامل عبارتند از سطح رضایت مشتری، وفاداری مشتری و نرخ حفظ مشتری. با این حال، عوامل دیگری مانند شکایات مشتری، ریزش مشتری و ارزش طول عمر مشتری نیز می توانند لحاظ شوند. CPI معیار مهمی برای ردیابی کسب و کارها است زیرا می تواند به آنها کمک کند تا حوزه هایی را که نیاز به بهبود خدمات مشتری خود دارند، شناسایی کنند. همچنین می تواند به کسب و کارها کمک کند تا عملکرد خود را در مقایسه با سایر کسب و کارهای صنعت خود محک بزنند.
هسته اصلی CPI: درک نیازها و انتظارات مشتری
برای تعریف و استفاده مؤثر از شاخص عملکرد مشتری (CPI)، بسیار مهم است که کسب و کارها عمیقا درک کنند که مشتریان واقعا از یک شرکت یا محصول چه می خواهند یا چه انتظاری دارند. این درک فراتر از تحقیقات سطحی بازار است؛ این امر مستلزم گوش دادن فعال به مشتریان و جمع آوری اطلاعات جامع در مورد تجربیات آنها، از جمله آنچه که در طول سفر خریدشان آنها را ناامید کرده است، می باشد.
به عنوان مثال، انتظارات کسی که برای پروژه های دانشگاهی به کامپیوتر نیاز دارد، با کسی که به دنبال کامپیوتر برای بازی های با کارایی بالا است، بسیار متفاوت است. اقدامات مختلفی که توسط شاخص های عملکرد مشتری اندازه گیری می شوند، معمولا در سه دسته کلی از مزایایی که مشتریان به دنبال آن هستند، قرار میگیرند:
1- اقداماتی که از نظر عملکردی به نفع مشتریان هستند
اینها مزایای ملموس و عملی هستند که به طور مستقیم وضعیت مشتری را بهبود می بخشند. نمونه هایی از آن شامل صرفه جویی در زمان، هزینه، افزایش سهولت استفاده و ارائه گزینه های متنوع است. به عنوان مثال، در یک تعامل تجاری (B2B)، اگر مشتری به دنبال اطلاعات باشد و فرم آنلاین ارسال کند یا درخواست تماس/جلسه ویدیویی داشته باشد، نتیجه مورد انتظار آنها پاسخ سریع است.
شرکت هایی که اطلاعات را در عرض چند ثانیه ارائه می دهند، احتمال موفقیت بیشتری در یک محیط رقابتی دارند. به طور مشابه، ارائه روش های پرداخت انعطاف پذیر در زمینه B2C، که باعث صرفه جویی در هزینه یا سهولت در پرداخت می شود، مستقیم بر رفتار و حفظ مشتری تأثیر می گذارد.
2- اقداماتی که حول محور مزایای عاطفی متمرکز هستند
فراتر از عملکرد صرف، مشتریان به دنبال نتایج عاطفی مثبت از تعاملات خود نیز هستند. این موارد می تواند شامل احساس خوب، احساس قدردانی، یافتن انگیزه و کاهش ریسک یا اضطراب باشد. کسب و کاری که به عنوان مثال، برای هر محصول فروخته شده به خیریه کمک مالی میکند یا حس توانمندسازی را در مشتریان خود القا می کند، در این دسته قرار می گیرد.
3- اقداماتی که مربوط به اهداف اجتماعی است
برای برخی از مشتریان، تعامل با یک کسب و کار میتواند نیازهای اجتماعی را برآورده کند. این موارد شامل کمک به دیگران، ارتباط با دیگران و یافتن حس تعلق می شود. اگرچه به نظر میرسد این مزایای اجتماعی غیرمستقیم هستند، اما می توانند تجربه کلی مشتری را به میزان قابل توجهی بهبود بخشیده و روابط قوی تری ایجاد کنند.
برای کسب و کارها بسیار مهم است که هنگام تعریف شاخص عملکرد مشتری (CPI) خود، از اشتباهات رایج اجتناب کنند. این اشتباهات شامل اتخاذ بی چون و چرای CPI یک شرکت دیگر (چرا که منعکس کننده نیازهای مشتریان خودشان است، نه نیازهای شما)، تکیه بر قضاوت های نادرست کارکنان در مورد نیازهای مشتری، یا استفاده انحصاری از نتایج نظرسنجی (که علیرغم سرعتشان، اغلب فاقد دقت هستند) میشود.
در عوض، مؤثرترین روشها برای شناسایی شاخص های عملکرد مشتری واقعی شامل تکنیک های تحقیق عمیق است. این روشها شامل تحقیق زمینهای است که در آن محققان آموزش دیده با مشتریان در محیط طبیعی خود در حین تلاش برای دستیابی به اهدافشان تعامل میکنند.
مزایای شاخص عملکرد مشتری چیست؟
استفاده از شاخص عملکرد مشتری مزایای متعددی دارد. یکی از مزایای اصلی این است که می تواند به کسب و کارها کمک کند تا خدمات مشتری خود را بهبود بخشند. اگر کسب و کارها بدانند کدام حوزههای خدمات مشتری آنها نیاز به بهبود دارد، می توانند تغییرات لازم را برای بهبود این حوزهها ایجاد کنند. علاوه بر این، اگر کسب و کارها بدانند مشتریانشان در مورد محصولات و خدمات آنها چه احساسی دارند، می توانند تغییراتی را برای بهبود سطح رضایت مشتری ایجاد کنند. در نهایت، اگر کسب و کارها بدانند مشتریانشان در مقایسه با سایر کسب و کارهای صنعت خود چگونه هستند، می توانند عملکرد خود را محک بزنند و در صورت لزوم بهبودهایی ایجاد کنند.
چرا شاخص عملکرد مشتری برای موفقیت کسب و کار ضروری است؟

تأکید بر شاخص عملکرد مشتری (CPI) صرفا یک روند نیست؛ بلکه یک ضرورت استراتژیک در عصر دیجیتال امروز است. موفقیت بلندمدت هر کسب و کاری به میزان قابل توجهی به سطح رضایت مشتری بستگی دارد. تحقیقات نشان می دهد که یک فرد به طور متوسط کمتر از ۱۴٪ از وقت خود را صرف فعالیت به عنوان مشتری میکند، و این امر استفاده از این فرصت کوچک برای ایجاد ارزش متقابل و تضمین ارتباط واقعی با مشتری را بسیار مهم میکند.
یک تجربه مثبت مشتری نه تنها باعث حفظ مشتری میشود، بلکه مشتریان فعلی را نیز ترغیب میکند تا از طریق بازاریابی دهان به دهان قدرتمند، کسب و کار شما را به دوستان خود معرفی کنند. در نهایت، افزایش شاخص عملکرد مشتری شما به مزایای متعددی برای مشتریان شما تبدیل میشود و تجربه کلی آنها را با خدمات شما بهبود میبخشد. این افزایش رضایت مشتری ناگزیر منجر به افزایش فروش و درآمد بالاتر میشود.
چگونه شاخص عملکرد مشتری را پیاده سازی کنیم؟
روش های مختلفی برای پیاده سازی شاخص عملکرد مشتری یا CPI توسط کسب و کارها وجود دارد. یکی از این روش ها، استفاده از داده های نظرسنجی مشتری است. این داده ها می توانند برای ردیابی تغییرات رضایت مشتری در طول زمان و همچنین شناسایی عواملی که برای مشتریان از همه مهم تر هستند، مورد استفاده قرار گیرند. علاوه بر این، این داده ها می توانند برای سنجش عملکرد گروههای مختلف مشتری یا کسب و کارها مورد استفاده قرار گیرند. در نهایت، این دادهها می توانند برای مقایسه عملکرد کسب و کارهای مختلف در یک صنعت مورد استفاده قرار گیرند.
راه دیگر برای پیاده سازی شاخص عملکرد مشتری، استفاده از داده های شکایات مشتری است. این دادهها می توانند برای شناسایی حوزههایی که خدمات مشتری نیاز به بهبود دارد، مورد استفاده قرار گیرند. راه سوم برای پیاده سازی شاخص های عملکرد مشتری، استفاده از داده های ریزش مشتری است. این دادهها می توانند برای شناسایی حوزههایی که خدمات مشتری نیاز به بهبود دارد، مورد استفاده قرار گیرند. علاوه بر این، این دادهها می توانند برای سنجش عملکرد گروههای مختلف مشتری یا کسب و کارها مورد استفاده قرار گیرند.
تفوت CPI با KPI در چیست؟
درک تفاوت بین شاخص عملکرد مشتری و شاخص عملکرد کلیدی (KPI) برای مدیریت جامع کسب و کار بسیار مهم است. در حالی که شاخص های عملکرد مشتری (CPI) آنچه را که برای مشتری مهم است اندازه گیری میکنند، شاخص های عملکرد کلیدی (KPI) آنچه را که برای شرکت مهم است اندازه گیری میکنند. شاخص های کلیدی عملکرد یا KPIها، معیارهای تثبیت شده ای هستند که برای ارزیابی موفقیت اهداف یک سازمان استفاده می شوند.
تمایز قابل توجه در تمرکز ذاتی آنها نهفته است. KPIها اغلب به کارمندان برای دستیابی به اهدافی که برای شرکت مهم هستند پاداش میدهند، به این معنی که آنها نتایج مطلوب برای کارمندان را در نظر میگیرند، نه لزوما نتایج مطلوب برای مشتری. به طور کلی تفاوت های CPI و KPI را می توان در جدول زیر خلاصه کرد:
| ویژگی ها | شاخص های عملکرد مشتری CPI | شاخص های عملکرد کلیدی KPI |
| تمرکز اصلی | آنچه را که برای مشتری مهم است اندازهگیری میکند. بر رضایت مشتری و هر جنبهای از تجربه مشتری با کسبوکار تمرکز دارد. | آنچه را که برای شرکت مهم است، اندازهگیری میکند. میزان موفقیت اهداف شرکت را میسنجد. بر عواملی مانند سود خالص، تعداد مشتریان جدید و نرخ تبدیل تمرکز دارد. |
| دیدگاه | مشتریمحور یا انسانمحور. عملکرد کسبوکار را از دیدگاه مشتریان ارزیابی میکند. | کسبوکار محور یا شرکت محور. عملکرد شرکت، عملکرد کارکنان و نتایج مطلوب را از دیدگاه شرکت ارزیابی میکند. |
| اندازه گیری | نشان میدهد که یک کسب و کار چقدر در راستای اهداف مهم مشتری عمل میکند. میزان دستیابی مشتری به اهدافش در تعامل با کسب و کار شما را اندازهگیری میکند.. | میزان دستیابی به اهداف شرکت را اندازهگیری میکند. در صورت دستیابی به اهداف شرکت، به کارمندان پاداش میدهد. |
| مقدار اندازه گیری شده | معیاری برای ارزش مشتری، نه لزوما ارزش شرکت. میزان رضایت مشتریان از محصولات یا خدمات ارائه شده توسط سازمان را تعیین میکند.. | معیارهایی که به کسب و کار شما معنا می بخشند و عواملی برای تحلیل وضعیت و تصمیم گیری هستند. |
| رابطه | وقتی شاخصهای عملکرد مشتری (CPI) خوب باشند، اغلب به طور غیرمستقیم به طور قابل توجهی به سود و شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) شرکت کمک میکنند. شرکتهایی که بیشتر بر نتایج مهم برای مشتریان (CPI) تمرکز میکنند، در شاخصهای کلیدی عملکرد مهم عملکرد بهتری دارند. | شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) به تنهایی نمیتوانند مؤثرترین معیار موفقیت کسب و کار باشند. آنها نمیتوانند موفقیت و سود را تضمین کنند. |
| همسویی | با هدف همسو کردن اهداف شرکت با اهداف مشتری در ترکیب با شاخصهای کلیدی عملکرد هنگامی که کارکنان با شاخصهای کلیدی عملکرد (CPI) سنجیده میشوند، انگیزه آنها کمک به مشتریان برای دستیابی به نتایج مطلوبشان است. | ممکن است همیشه با اهداف مشتری همسو نباشد، که میتواند در ارائه بهترین تجربه به مشتری مشکلاتی ایجاد کند. به نتایج مطلوب کارکنان پاداش میدهد، نه لزوماً به نتایج مطلوب مشتری. |
| مثال ها | صرفهجویی در زمان، صرفهجویی در هزینه، سهولت استفاده، تنوع گزینهها احساس خوب، قدردانی یافتن انگیزه، کاهش ریسک/اضطراب، کمک به دیگران، ارتباط با دیگران، یافتن حس تعلق. زمان برای حل مشکلات مشتری، روشهای پرداخت انعطافپذیر. | درآمد، نرخ تبدیل، نرخ حفظ مشتری، نرخ رضایت مشتری. تعداد مشتریان جدید، نرخ تبدیل. امتیاز خالص مروجان (NPS) نوعی شاخص کلیدی عملکرد (KPI) محسوب میشود. |
| تأثیر بر رشد | محرک مستقیم رشد شرکت است زیرا مشتریان محرک اصلی رشد هستند. منجر به بهبود احساسات رفتار و وفاداری مشتری میشود. بازاریابی دهان به دهان را تشویق میکند. | برای رشد پایدار کسب و کار و افزایش فروش، باید با رشد شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) همسو باشد. |
نتیجه گیری
برای اینکه کسبوکارها در بازار مشتریمحور امروزی به موفقیت پایدار دست یابند، فقط اندازه گیری شاخص های کلیدی عملکرد دیگر کافی نیست. ضروری است که شاخص های عملکرد مشتری (CPI) را به طور جدی در نظر گرفته و پیاده سازی کنید، زیرا این معیار واقعا رضایت و تجربه واقعی مشتری را اندازه گیری میکند. رشد همزمان KPIها و CPIها سنگ بنای تقویت و افزایش وفاداری مشتری، ایجاد بازاریابی دهان به دهان مثبت و در نهایت تضمین سودآوری بلندمدت است.
درخواست رایگان دمو CRM کاواک
